در دنیای امروز، هر کس تعریف خاص خودش را از کارآفرینی دارد. با در نظر گرفتن این تعاریف ممکن است رنج وسیعی از صاحبان کسب و کار، کارآفرین تلقی شوند. با این حال مفهومی کلیدی در دل تمامی تعاریف کارآفرینی وجود دارد: تشخیص فرصت های کارآفرینانه.
تشخیص فرصت کارآفرینانه روند بسیار مهمی است که از سه مرحله تشکیل می شود: شناسایی فرصت، ارزیابی فرصت و بهره برداری از فرصت. با اینکه این مراحل بسیار ساده به نظر می رسد اما در واقع انجام شان نیازمند داشتن اطلاعات و مهارت های خاصی است. برای اینکه کارآفرین خوبی شوید باید بتوانید فرآیند تشخیص فرصت را به طور حرفه ای طی کنید.
۱. شناسایی فرصت

افراد راست مغز معمولا بهتر از دیگران فرصت ها را شناسایی می کنند. این افراد معمولا بسیار باهوش هستند. ویژگی خاصی در این افراد وجود دارد: آن ها به همان موقعیت و شرایطی می نگرند که دیگران هم به آن می نگرند اما چیزی متفاوت را در دل این موقعیت ها می بینند: فرصتی برای کارآفرینی. راز موفقیت شان این است که همه ی جنبه های مساله را بررسی می کنند و با نگاهی خلاقانه سعی می کنند راه حل های متنوعی را برای تغییر وضعیت بیابند. بسیاری از افراد ذهن بسته ای در مواجهه با شرایط مختلف دارند و همواره می خواهند از راه های مطمئن و از پیش تعیین شده مسایل را حل کنند در حالی که افرادی با شم کارآفرینی قوی هر بار که با مساله جدیدی رو به رو میشوند دنبال راهکاری مبتکرانه می روند.
گرچه به نظر می رسد که مرحله شناسایی فرصت تنها در ابتدای فرآیند راه اندازی کسب و کار مهم است ولی کارآفرینان باید بدانند که برای بقای کسب و کار در دنیای رقابتی امروز چاره ای ندارند جز اینکه فرصت های جدیدی را از دل شرایط بیرون بکشند و کسب و کار شان را با تغییرات همگام سازند.

۲. ارزیابی فرصت

در این مرحله کارشناسان وارد می شوند. اگرچه کارشناسان و متخصصان معمولا در مرحله ی شناسایی فرصت های کارآفرینانه کمک چندانی نمی توانند بکنند اما پس از اینکه فرصت شناسایی شد نیاز است که بررسی های دقیقی از جنبه های مالی، امکان سنجی، بازاریابی، رقابتی و … روی آن صورت بگیرد. مهم ترین پرسشی که کارآفرینی پس از شناسایی فرصت باید به آن پاسخ دهد این است: آیا می توانم در بازار فعلی ایده ام را به کسب و کاری سودآور تبدیل کنم؟
اولین کاری که کارآفرین پس از ایده پردازی باید انجام دهد طراحی مدل کسب و کار است. مدل کسب و کار دید جامعی از امکان پذیر بودن ایده در شرایط موجود به کارآفرین می دهد. مدل کسب و کار اگر به خوبی طراحی شود بسیاری از جنبه های پنهان کسب و کار را در همان مراحل اولیه بررسی می کند. گاهی شما فقط به مدل کسب و کار نیاز دارید تا متوجه شوید که ایده ی عالی کسب و کاری شما به هیچ دردی نمی خورد. به یاد داشته باشید که فاز تشخیص فرصت برای شناخت فرصت های سودآور است نه هر فرصتی.
در گام بعد کارآفرین باید طرح کسب و کار خود را بنویسد. موضوعی که تقریبا همه با آن آشنایی دارند. طرح کسب و کار خوب می تواند به پرسش های کلیدی و مهمی پاسخ دهد: بازار مناسب ِ محصول یا خدمت تان چیست؟ در شرایط فعلی مشتریان خواهان چه چیزی هستند؟ مزیت رقابتی تان چیست و چگونه میخواهید حفظش کنید؟ چگونه می خواهید سرمایه ی اولیه تان را تهیه کنید و برنامه تان برای بازگشتش چیست؟
پس از پاسخ به این پرسش ها باید بتوانید به پرسش بسیار مهم دیگری پاسخ دهید: چگونه کسب و کار تان را در ذهن مشتری ماندگار کنید؟ بسیاری از صاحبان کسب و کار عقیده دارند که تفاوت بین کسب و کارهای موفق و شکست خورده در پاسخ به همین سوال است. به یاد داشته باشید که اسمی ماندگار و پرآوازه به شما کمک می کند که حتی در اوضاع بد بازار و رکود اقتصادی به سود آوری ادامه دهید. از این قبیل شرکت ها در دنیای امروز زیاد هستند مانند اپل.
درست مانند شناسایی فرصت، مرحله ارزیابی فرصت هم محدود به شروع کسب و کار نمی شود بلکه در طول اجرای تمام مراحل کسب و کار ادامه پیدا می کند. داشتن برنامه قبلی کمک زیادی می کند اما کارآفرین باید در عین حال در مقابل تغییرات ناگهانی فضای کسب و کار انعطاف پذیر باشد. بزرگترین چالش کارآفرینان همین مواجهه با تغییرات و شوک های ناگهانی است که با برنامه ریزی های قبلی نمی توان با آن ها مواجه شد.

۳. بهره برداری از فرصت

به این مرحله فاز ” عملی کردن ایده” هم می توان گفت. در این مرحله باید تمام طرح ها و ایده های دو مرحله ی قبل را اجرایی کنید. تجربه نشان داده که این سخت ترین مرحله است. یکی از مشکلاتی که در این مرحله وجود دارد این است که نمی توان برای انجام آن برنامه ریزی کرد. این مرحله تلفیقی از اجرای تکنیک ها، بهره گیری از افراد خلاق و مبتکر و روبه رو شدن با موقعیت های سخت و غیرقابل حل است. حالا زمان تشکیل تیم، جذب سرمایه و تدوین استراتژی های بازاریابی و فروش است.
وقتی به مرحله اجرایی کردن ایده تان می رسید با پرسش های تازه ای رو به رو می شوید. آیا تیم کسب و کاری تان به درستی کار می کند؟ آیا کسب و کارتان مقیاس پذیر(قابل انعطاف) است؟
در تئوری، کسی که تمام دانش و آگاهی لازم را برای راه اندازی کسب و کار فرا می گیرد آماده ی کارآفرینی است اما در عمل بسیاری از مطالب تئوری کاربردی ندارند. کارآفرینان بیشتر از هر چیز باید به تجربه ها و مهارت هایی که در دنیای کسب و کار به طور عملی کسب می کنند تکیه کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *